۵ جولای ۱۹۶۲، سالروز استقلال الجزایر

روز ۵ جولای، مردم الجزایر پنجاهمین سال استقلال کشورشان را جشن گرفتند. پنجاه سال پیش در چنین روزی مردم قهرمان این کشور بعد از چندین قیام و جنگ آزادیبخش ملی که ۷ سال به طول انجامید، سرانجام بر ۱۳۲ سال استعمار وحشیانه، چپاولگرانه و جنایتکارانه امپریالیسم فرانسه پایان دادند. در طول ۱۳۲ سال استعمار، خلق الجزایر و انترناسیونالیستهای فرانسوی به طور مصممانه برای آزادی این کشور جنگیدند. قیام از پس قیام، شورش از پس شورش. قیام شکوهمند مسلحانه امیر عبدالقادر Emir Abdelkader، قیام Bouamama، شورش المکرانی El Mokrani و ... تا انقلاب مسلحانه تاریخ ساز ۱ نوامبر ۱۹۵۴.

به مناسبت پنجاهمین سالروز استقلال الجزایر، وب سایت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در چند بخش مستقل به شرح مبارزات خلق الجزایر، قهرمانان گمنام و انترناسیونالیست های فرانسوی، می پردازد.

در این سلسله مقالات ابتدا به شرح مبارزات چند تن از انقلابیون انترناسیونالیست فرانسوی و معرفی قهرمانان گمنام خلق الجزایر خواهیم پرداخت. در مقالات بعدی به جنایات امپریالیسم فرانسه از زبان خود جنایتکاران اشاره خواهد شد.



Fernand Iveton
فرناند ایوتون Fernand Iveton از سمبل های استوار و جاودانه انترناسیونالیست های فرانسوی است.
فرناند ایوتون در ۱۲ ژوئن ۱۹۲۶ در شهر الجزیره بدنیا آمد. او در سن ۳۰ سالگی (۱۱ فوریه ۱۹۵۷) در زندان باربروس Barberousse الجزیره به زیر گیوتین رفت و جاودانه شد.


پدر وی، پاسکال Pascal بزرگ شده یتیمخانه شهر الجزایر بود. نام خانوادگی Iveton را مسئولین این موسسه برای وی برگزیدند. او در سن ۱۲ سالگی پرورشگاه را ترک کرد. پاسکال دوره نوجوانی و جوانی خود را در محله کارگر و زحمتکش نشین Clos Salembier، (امروز این محله به نام El Madania، المدانیا خوانده می شود) گذراند. وی از دوره نوجوانی عضو هسته های کمونیستی و سندیکایی بود و از سن ۱۸ سالگی به استخدام کمپانی برق و گاز الجزایر درآمد. وی بعد از روی کار آمدن رژیم Vichy در فرانسه به رهبری مارشال پتن، به خاطر فعالیت های سندیکایی و داشتن اندیشه های کمونیستی از کمپانی برق و گاز الجزایر E.G.A اخراج گردید.

پسر وی فرناند از دوره نوجوانی پوینده راه پدرش بود. وی ابتدا در کمپانی گاز الحما EL Hamma واقع در محله Ruisseau استخدام شد. در سال ۱۹۴۳ به عضویت سازمان جوانان کمونیست درآمد و در هسته کمونیستی محله کارگری La Redoute سازماندهی شد. فرناند در این دوره هم حوزه ای Henri Maillot (پسر خاله ژنرال دوگل و از فرماندهان جنبش پارتیزانی در جزیره کورس در دوره اشغال فرانسه توسط آلمان هیتلری) و Ahmed Akkache (دبیر کل سابق حزب کمونیست الجزایر) بود. وی بعد از انحلال سازمان جوانان کمونیست به سازمان جوانان دمکرات الجزایر که به غیر از جوانان کمونیست، جوانان ناسیونالیست و وطن پرست را نیز در خود جای می داد، پیوست. او همزمان در سندیکای کارگری الجزایر وابسته به سندیکای پرقدرت CGT فرانسه و سپس در UGSA (اتحادیه عمومی سندیکاهای الجزایر) سازمان سندیکایی الجزایری که تا استقلال این کشور عضو سندیکای CGT بود، فعالیت داشت. در همین دوره، فرناند به عنوان نماینده سندیکای کارگران کمپانی گاز Hamma برگزیده شد.
او در سال ۱۹۵۳ در یکی از مسافرت هایش به پاریس با یک دختر مهاجر لهستانی Helene Ksiazek آشنا شد. این آشنایی بعد از دوره ای به ازدواج این دو انجامید. بعد از ازدواج، زوج جدید در محله زحمتکش نشین Clos Salembier خانه کوچکی اجاره کردند.


فرناند در ژوئن سال ۱۹۵۵ به عضویت گروه های مسلح «رزمندگان آزادی» (تشکیلات نظامی حزب کمونیست الجزایر)، پیوست. در این گروه، وی در کنار انقلابیون سرشناسی چون Abdelkader Guerroudj, Félix Collosi, Mohamed Hachelaf, Yahia Briki, Georges Accampora و دیگر رزمندگان کمونیست به فعالیت انقلابی خود برای آزادی الجزایر از یوغ استعمار جنایتکارانه وچپاولگرانه امپریالیسم فرانسه ادامه داد. فرناند همانند دیگر رزمندگان متشکل در گروه «رزمندگان آزادی» بعد از مذاکرات و توافقات منعقده بین جبهه آزادیبخش ملی الجزایر FLN و حزب کمونیست این کشور، به بازوی نظامی FLN (ارتش آزادیبخش ملی) ALN پیوست. بدنبال تغییرات در سازمان نظامی، فرناند در گروه کماندویی «الجزیره بزرگ» سازماندهی شد. او در این دوره در چندین عملیات نظامی از قبیل انهدام واگن های نظامی، ایجاد آتش سوزی در کارخانجات دولتی، ترور نظامیان استعمارگر فرانسوی و ... شرکت نمود.

آخرین مأموریت وی، قرار دادن بمب در کمپانی گاز Hamma بود. فرناند بمب ساخته شده را در ساعت ۱۴ روز ۱۴ نوامبر ۱۹۵۶ در رختکن کارخانه قرار داد. تمام شواهد نشان می داد که وی در موقع کارگذاشتن بمب تلاش کرده بود تا از خون ریزی بی هدف جلوگیری کند. فرناند انفجار بمب را برای ساعت ۱۹/۳۰ دقیقه تنظیم نموده بود. ساعتی که کارخانه تعطیل و خالی از کارگر و کارمند بود. این بمب قبل از انفجار کشف و خنثی شد و متعاقب آن، ساعتی بعد فرناند توسط مزدوران نیروی چترباز ارتش فرانسه دستگیر گردید. وی از ۱۴ نوامبر تا ۱۷ نوامبر در کمیساریای مرکزی شهر الجزیره توسط جنایتکاران فرانسوی به طور وحشیانه مورد شکنجه قرار گرفت. در ۲۴ نوامبر وی در یک دادگاه فرمایشی به اعدام محکوم شد.


در ۱۰ فوریه ۱۹۵۷ وزیر دادگستری وقت فرانسه فرانسوا میتران و رئیس جمهور وقت René Coty به تقاضای عفو تنظیمی وکلای فرناند، جواب رد دادند. فرناند ایوتون در سحرگاه ۱۱ فوریه ۱۹۵۷، در کنار دو رزمنده قهرمان و وطن پرست الجزایری Mohammed Ouennouri و Ahmed Lakhnèche استوار و با شهامت تمام به ابد پیوست. سه قهرمان در کنار گیوتین همدیگر را در آغوش کشیدند و با فریاد پرطنین «زنده باد الجزایر آزاد» در حیاط زندان باربروس الجزیره Barberousse گردن را بر روی دستگاه گیوتین گذاشتند. سحرگاه روز ۱۱ فوریه ۱۹۵۷ به نشانه همبستگی با سه زنده یاد، تمام زندانیان زندان باربروس ساعت ها شعار «زنده باد الجزایر آزاد» سر داده و مشت های گره کرده خود را به درهای سلول هایشان کوبیدند.


ساعتی قبل از اعدام، فرناند در آخرین یادداشت خود به همسرش Helene نوشت: «زندگی یک انسان، زندگی من فرناند ایوتون، ارزش زیادی ندارد. مهم، الجزایر و آینده اش است. فردا الجزایر آزاد خواهد شد. من مطمئن و یقین هستم که بعد از آزادی دوستی و رفاقت بین خلق فرانسه و خلق الجزایر محکم تر و پردوام تر خواهد شد...»
فرناند ایوتون تنها الجزایری اروپایی الاصل بود که توسط ارتش اشغالگر و جنایتکار فرانسه در این کشور به زیر گیوتین رفت و جاودانه شد.


وی در آخرین نامه خود به وکیل اش José Nordmann می نویسد: «حمایت برادرانه و مخلصانه خلق فرانسه و مبارزه قهرآمیز خلق، ضامن پیروزی و آزادی مردم زحمتکش و رنجدیده الجزایر می باشد ».



درمورد جنایات فرانسه در الجزایر فیلم زیر نیز دیدنی است.


A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Fax: 00-49-221-170 490 21

Web Site: http://www.iranian-fedaii.de

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

سایر مقالات:

باراک اوباما ارتجاع شیعه را به ارتجاع سنی ترجیح می دهد

عقب نشینی میرحسین موسوی و مطالبات جنبش اصیل مردم ایران

تشویق مردم به آرامش به نفع کدام طبقه است ؟

پرده دیگری از اعمال ددمنشانه آدم نمایان رژیم جمهوری اسلامی ایران - زجرنامه ی بهاره مقامی یکی از شقایق های له شده ی ایران ، قربانی تجاوز در زندان

جنگهای کوچک ـ قدرتهای بزرگ به قلم Patrick Cockburn

lموضع غرب در برابر رژیمی که قوانین بین المللی رابه سخره گرفته است

شیلی ۱۹۷۳ - ۱۱ سپتامبر دیگری

وضعیت فاجعه بار زندان کهریزک به قلم یکی از آزادشدگان این اردوگاه فاشیستی

چه کسانی حقایق را تحریف می کنند ؟

یادی از رفیق صفرخان (صفر قهرمانیان) به مسعود بهنود که علیرضا نوریزاده و ناصر مستشار هم بخوانند

پیرامون عناصر مرموز و طرز کار خبرچینهای رژیم جمهوری اسلامی ایران- درباره سایت مشکوک اعتراض و همکاری سربلند گرداننده این سایت با رژیم

ناگفته‭ ‬هایی‭ ‬در‭ ‬باره‭ ‬قتل‭ ‬شاپور‭ ‬بختیار‭ ‬در‭ ‬مصاحبه‭ ‬با‭ ‬سخنگوی‭ ‬سازمان‭ ‬چریکهای‭ ‬فدای‭ ‬خلق‭ ‬ایران‭ ‬حسین‭ ‬زهری (بهرام‭(

اکثریت‭: ‬چرچیلیسم‭ ‬یا‭ ‬رسیدن‭ ‬به‭ ‬قدرت‭ ‬به‭ ‬هر‭ ‬شکل- نامه به رفیق بهرام - حسین زهری و پاسخ رسیده‬

 چرا سربازان گمنام امام زمان رفیق بهرام - حسین زهری را هدف تبلیغات سوء خود قرار داده؟

چرا خائنین اکثریتی هر روز گستاخ تر می شوند؟ اظهارات رفیق حسین زهری در باره چاپخانه مخفی سازمان

وضعیت کنونی و جناح بندیهای درونی رژیم جمهوری اسلامی

خمینی چه گفت؟ خمینی چه کرد؟ (در باره دانشگاهها) قبل از به قدرت خزیدن بعد از به قدرت خزیدن

سایت «صدای مردم» متعلق به وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی ایران است

نوار گفتگوی هدایت اشتری لرکی معاون ساوامادر فرانسه با حبیبیان معاون ساواما در تهران

اسناد تبهکاریهای سربازان گمنام امام زمان

به کوبا دست نخواهید یافت - به قلم فیدل کاسترو

ماهوشیاری خودرا از دست نخواهیم داد-درباره ایرج مصداقی تواب و همکار رژیم جمهوری اسلامی ایران


۱