گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگران

اکنون ۱۳۳ سال از شورش دلاورانه کارگران آمریکا در شیکاگو می گذرد. بهمین مناسبت همه ساله کارگران سراسر جهان اول ماه مه را بعنوان روز همبستگی وطرح خواسته های خود اعلام می کنند.
در گرامیداشت این روز تاریخی وحفظ دست آوردهای طبقه کارگر برعلیه نظام سرمایه داری ، هرسال اول ماه مه ، کمونیستها ، احزاب کارگری ، اتحادیه ها و تمام نهادهای مدافع طبقه کارگر با تظاهرات و راهپیمایی ، قدرت طبقاتی و انزجار خود را برعلیه استثمارگران و امپریالیسم به نمایش می گذارند.

در کشورما ایران ، چه در زمان دیکتاتوری رژیم شاه و چه پس از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی ایران ، حقوق صنفی و سیاسی طبقه کارگرهرگز برسمیت شناخته نشده است. بدون مبالغه می توان ادعا کرد طبقه کارگرایران فاقد هرگونه تشکل آزاد کارگری می باشد و تحت سلطه رژیم دیکتاتوری - مذهبی حاکم هرحرکت جمعی آنان با زندان ، شکنجه و اعدام کیفر داده می شود.
درحالیکه رژیم حاکم هرگونه گردهمایی و تظاهرات کارگران را بمناسبت این روز تاریخی منع کرده و آنان را سرکوب میکند، درهمان حال بصورت عوام فریبانه به نیابت ازجانب آنها به همین مناسبت نمایش فرمایشی برپا می کند.

طی دو سال گذشته کارگران ایران پرتوان تراز گذشته به مبارزه برعلیه سیستم دیکتاتوری - مذهبی حاکم برخاسته اند. هم اکنون اکثر کارخانه ها و مراکز کارگری در حال مبارزه و رویا رویی با قوانین ضد کارگری وستمگریهای رژیم می باشند. با وجود اعتراضات و اعتصابهای مداوم اما هنوزحقوقهای عقب افتاده چندین ماهه کارگران پرداخت نشده است. از آنجا که اکثر کارفرمایان ازحمایت و پشتیبانی نظام حاکم برخوردارند، در موارد بسیاری صاحبان صنایع، سرمایه شرکت را به ارز خارجی تبدیل کرده، کارگران را بیکارنموده و بدون هیچگونه کیفری درخارج از کشوربه نفع خود سرمایه گذاری کرده اند.
درسال گذشته مبارزات بی امان کارگران کارخانه های نیشکر هفت تپه ، صنایع فولاد اصفهان ، هپکوی اراک، فولاداهواز و صدها مراکز عظیم کارگری در سراسر ایران نقش این طبقه را در تحولات آتی بیش از پیش برجسته کرده است.

همزمان با اوج گیری مبارزات کارگری و توده ای ، باردیگردستگاههای تبلیغاتی امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا بکار افتاده است تا مانع ازفروپاشی کامل سیستم سرمایه داری حاکم برایران شوند. تبلیغات فریبنده ای که اکنون امپریالیستها برای اغوای مردم و رسیدن به اهداف خود به اجرا درآورده اند « دفاع از حقوق بشردرایران» می باشد. این سیاست همان نسخه ایست که در زمان دیکتاتوری رژیم شاه یکبارتجویزشد وآثارمهلک داروی کشنده اش هنوزمانند نعشی بنام رژیم جمهوری اسلامی بر دوش مردم ایران سنگینی می کند.

گردانندگان امپریالیسم آمریکا بصورت علنی اهداف خود از فشار بر رژیم جمهوری اسلامی ایران را «تغییر رفتار» این رژیم ذکر می کنند. کشورهای اروپایی حتی این«تعییر رفتار» را هم نمی پسندند. وضعیت اقتصادی آنها وخیم ترازسالهای پیش است ، لذا حاضر نیستند بازار پرسود ایران را به بهای تقاضای «تغییر رفتار» رژیم ازدست بدهند.
دولت آمریکا اکنون با عزمی راسخ خواهان جابجایی سران رژیم و نه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران است. برای پیشبرد این سناریو دو عامل مهم ازسوی آمریکا نقش کلیدی بازی خواهند کرد. عامل اول تبلیغات است ، از آنجا که اکثردستگاههای تبلیغاتی دنیا، نظیر رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ها، بویژه اینترنت زیر نفوذ آمریکا و اسرائیل قراردارند، لذا مشکلی برای تبلیغ و ترویج سیاست خود نخواهند داشت.
عامل دوم اپوزیسیون ایران است ، همان نیرویی که زمان شاه یکبار برحسب بی تجربگی دچار خطا شد ، درآن هنگامه تاریخی درحالیکه انقلابیون ومبارزین ایران درحال نبرد با دیکتاتوری شاه بودند، آمریکا با آیت الله خمینی واطرافیان دست نشانده اش درحال مذاکره بود تا پس از سقوط رژیم شاه ارگانهای سرکوبگر دست نخورده به رژیم اسلامی تحویل داده شود.

امپریالیسم آمریکا نیک دریافته است هیچ نیروی انقلابی و دمکراتی در ایران حاضر نیست مبارزات خود را با سیاستهای آمریکا هماهنگ سازد، ازاینرو طی چند دهه گذشته حریصانه به ترفند اپوزیسیون سازی در ایران روی آورده است. به جرات می توان گفت احزاب ، سازمانها و افراد مستقلی که تاکنون به نام اپوزیسیون زیر پرچم آمریکا خزیده اند، فاقد پایگاه مردمی در داخل ایران می باشند.
اگر این قبیل اپوزیسیون سازیها نتیجه ای عاید آمریکا کرده بود لزومی نداشت هراز چندی احزاب دست پرورده و پیرو سلطنت سابق را تغییرنام دهد. طی چند دهه آنها را بنامهای مختلف مطرح و از آنها پشتیبانی کرده است. برای مثال طی سالیان متمادی آنهارا به اسم انجمن پادشاهی ، مشروطه خواهان خط مقدم، حزب مشروطه ایران ، شورای ملی ایران ، مرز پرگهر و ... معرفی و از آنها حمایت کردند.

دوسال پیش هنگامیکه مبارزات مردم رو به اوج نهاد آنها نیز به تکاپو افتادند، همان عناصر سابق و دست پروردگان جدید را به بنام حزب فرشگرد مفتخرکردند.عمر فرشگرد به چند ماه هم نرسیده بود که به بیهودگی تأسیس آن واقف شدند. آخرین شاهکارآمریکائیها تأسیس جنبشی به نام ققنوس برای بازسازی ایران است. قراراست این جنبش تازه تأسیس قبل از اینکه رژیم جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود، جماعتی ازدانش پژوهان ایرانی را گرد آورد تا درآسمان آمریکا بال گسترند، شاید ازخاکسترشان مردم ایران به وجد آیند و پرچم «حقوق بشر» آمریکایی درایران به اهتزاز درآید. به تحقیق می توان ادعا کرد در معادلات آمریکائیها تنها نیرویی که به حساب نمی آید مردم ایران است .

آمریکا از یکسو تحریمها علیه ایران را تشدید کرده، که بدون شک باعث تضعیف جدی رژیم و سست تر شدن پایه های لرزان حکومت گردیده است. از سوی دیگر درصدد است پیوندی بین جناح «اصلاح طلب رژیم» با طرفداران رژیم سابق سلطنت، احزاب کردستان وسایر عناصر وابسته بخود برقرار کند تا هنگامیکه مردم ایران تحت فشاربیشتراقتصادی- سیاسی بستوه می آیند، با جابجایی رهبران رژیم ، ارگانهای سرکوبگر نظیر سپاه پاسداران ، ارتش ، سازمانهای اطلاعاتی ، شهربانی و کل نظام را حفظ کند.

با نگاهی هرچند گذرا به حوادث و تحولات یکصد سال گذشته در خاورمیانه ثابت می شود، سیاست آمریکا همواره تقویت پان اسلامیسم در منطقه بوده است. بیش از یکصد سال پیش با حمایت و پشتیبانی محمد علی جناح علیه هند کشوراسلامی پاکستان را تأسیس کردند. سپس اسلامگرایان را در ایران ، افغانستان، ترکیه، لبنان، لیبی ، تونس، الجزایر، عراق ، سوریه پشتیبانی کرده و اکنون این سیاست را بسط داده در اکثر کشورهای آفریقایی از اسلامگران حمایت میکنند.

دراین میان جریانات دیگری نظیر سازمان خائن اکثریت که«حزب چپ فدائیان خلق»را تأسیس کرده ورهبری حزب جمهوریخواهان را عهده داراست باهمکاری بنگاه خبرپراکنی بدنام بی بی سی فارسی تلاش دارند بخشی از جناح حاکمیت را تبرئه کنند. بی شرمی این جریان به حدی است که بصورت علنی با حزب مشارکت اسلامی بی مناسبت و با مناسبت پیام تبریک رد وبدل می کنند.
طی یکسال گذشته چندین حزب و جنبش جدید اعلام موجودیت کرده اند. بیشتر این جریانات وجود خارجی ندارند و هیچوقت نقشی در مبارزات مردم ایران نداشته اند. قیل وقالی که رسانه های خارجی در مورد گردهمایی جریانهای سیاسی درخارج از کشور براه می اندازند واقعی نیست. این تبلیغات بخاطر نیازچند حزب کهنه کار سلطنت طلب و احزاب کردستان ایران است که در ازای دریافت کمکهای مالی از آمریکا و عربستان سعودی ، هراز گاهی عده ای از عناصر بی هویت را در شهرهای اروپا جمع می کنند تا در پس جنجال «گردهمایی و سمینار» نشان دهند با ۱۰ سازمان وحزب دیگراز آذربایجان تا بلوچستان ، همچنین با سازمانهای انقلابی و طرفداران دمکراسی درحال اتحادند.

روند حوادث و پشتیبانی پنهان و آشکاردنیای سرمایه داری از جریانهای مذهبی گواه این حقیقت است که مذهب هنوز در خدمت سرمایه و امپریالیسم نقش غیرقابل انکاری ایفاء می نماید. آن جریاناتی که به نام اپوزیسیون با هر نام و نشانی «چپ ، دمکرات ، لیبرال ، ملی گرا، سلطنت طلب، احزاب کارگری و...» سیاست خود را با آمریکا هماهنگ کرده اند به این امید که پس از سرنگونی رژیم نقشی به آنها داده شود، سخت در اشتباهند. بعد از سقوط رژیم اگرآنها به حساب آورده شوند(؟) کماکان باید مجری دستورات آمریکا باشند.
آن جریانهایی که کف زدن برای سناتورهای آمریکایی وعکس گرفتن با آنان را به حساب مبارزه و«فتح الفتوحات» خود تلقی می کنند بیراهه ای را برگزیده اند که جزعواقب خفت بارچیزی عایدشان نخواهد شد. اینگونه دست آویزها به اسم مبارزه هیچ معنایی ندارد جزوابستگی آشکار به امپریالیستها، امریکه نه فقط از جانب توده مردم ایران پذیرفتنی نیست، بلکه نوعی چنگ زدن و تعرض به شعور و آگاهی آنان است.

هم اکنون میلیونها نفر درسراسر ایران در وضعیت وخامت بار اقتصادی - اجتماعی قرار دارند. سیل ویرانگر اخیر موجب آوارگی میلیونها نفر در مناطق مختلف گردیده است. گرانی بیداد می کند و هرروز که می گذرد بر شدت فقر و فلاکت اجتماعی افزوده می شود. تمام مصائب جاری ناشی از حاکمیت رژیمی است که طی چهل سال گذشته مروج افکار و خرافات عصر جاهلیت در ایران بوده است. بدون سرنگونی تام وتمام این رژیم نه شکوفایی اقتصادی میسر است و نه برقراری دمکراسی و آزادی. برای رسیدن به این هدف بزرگ تنها راه، اتحاد نیروهای انقلابی ، طبقه کارگر وکلیه زحمتکشان ایران است.

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸- اول ماه مه ۲۰۱۹
گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگران

۲ ۳ ۴ ۵ ۶
:آرشیو اخبار ومقالات اخیر

A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Web Site: http://www.iranian-fedaii.de

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

بخشی از اخبار و مقالات قدیمی


حسین زهری
۱
حسین زهری